فرآيندهاي مديريت دانش و نوآوري

دانش براي سازمان به تنهايي منبع مهمي نيست .دانش براي دانش نيست بلکه دانش براي عمل و بهبود عملکرد مهم است. به اين ترتيب در قلب مديريت دانش بايد نوآوري را جستجو کرد، زيرا مزيت رقابتي پايدار در نوآوري پنهان است (علامه و همکاران، 1385).

 

جدول2-2- ارتباط بین فرآیندهای مدیریت دانش و مکانیزم‌های نوآوری

مکانیزم نوآوری فرآیندهای مدیریت دانش
پاداش‌های انگیزشی/ محرک‌ها

معرفی تغییر، دیدگاه‌ها‌، گروه‌ها، محیط

ارزیابی فرهنگی، سازمانی و گروهی

پذیرش هر چیزی به صورت موقت: تیم‌ها ، سازمان‌ها، رویه‌ها، خطوط تولید

عدم پذیرش عقاید و ارزش های بنیانی (شخصی و سازمانی)

تشویق آزمایش و انکار تخصص‌ها

عوامل محیطی: شرایط کاری، ابزارهای اقتصادی

مکانیزم‌های انتقال و مشاوران

پذیرش تفاوت‌ها و استخدام هوشمندان

تحریک نارضایتی

خلق دانش
تشویق یادگیری و آموزش (اغلب به طور متناوب)

منابع درونی و بیرونی (اجتماعات کاربران)

فرصت‌ها (به بیرون جعبه نگاه کنید)

ابزار یا رسانه ذخیره سازی عقاید قابل استفاده یا غیر قابل استفاده

اکتساب دانش
دستورات استراتژیکی

سازماندهی دانش کاربردی یا دانش فرآیندی

زیر سوال بردن عمل‌های موجود

استفاده از چشم انداز‌ها با دیدگاه‌های مختلف (سهیم سازی عقاید)

سازماندهی
ارتباط بین آنهایی که می دانند با آنها که نیاز به دانستن دارند.

تشویق سهیم سازی عقاید

ایده‌ها را زنده نگه دارید، صرفا بایگانی نکنید، تا آنجا که ممکن است آنها را عینی کنید.

توزیع اطلاعات در باره آنها که می دانند یعنی مشخصات موضوعات مهم

اشاعه
آزادی برای تجربه: نمونه اصلی، مدل‌ها، راهنما، عقایدی که در تجربه موفق هستندیا خوب درخشیدند.

پذیر سازمان درباره نادیده گرفتن سودهای مالی

کاربرد

منبغ: آلبرز و بروور 2003

2-18-ارتباط مديريت دانش با نوآوري

امروزه نوآوري در فضاي تكنولوژيكي حاضر براي سازمان ها الزامي بوده و اكثر سازمان ها در جستجوي خلق ايده هاي جديد مي باشند. در اين راستا متخصصان سازمان در تلاش هستند تا ازدانش براي عرضه توليدات ويا خدمات جديدي كه مشتريان مي خواهند، گام بردارند و زير ساختي ايجاد كنند كه نوآوري همانند يادگيري فرآيند ي مستمر شود زيرا هدف مديريت دانش و راز بقاي این سازمان هاي امروزي در نوآوري نهفته است. متخصصان مديريت دانش براين عقيده هستند كه مكانيزم هاي نوآوري وفرآيندهاي مديريت دانش قابل انطباق هستند (محمدزاده،1380).

اهمیت نوآوری در موفقیت سازمان‌ها تنها منحصر به بخش‌های تولیدی کشور نیست، بلکه این مسئله در بخش‌های خدماتی و از جمله نهاد‌های آموزش عالی، که پرورش دهنده منابع انسانی آینده هستند، صادق بوده و اهمیت بیشتری نیز می‌یابند(Wong, 2003). امروزه، آموزش عالی متحمل تغییرات قابل توجهی می‌باشد. لذا، این نهاد ها برای سازگاری با محیط متغیر بیرونی باید نوآور باشند(Li-Hua et al., 2011). خلاقیت و نوآوری واحد‌های آموزشی برای کشورهایی چون ایران شرط حیاطی است. زیرا شتاب رشد تکنولوژی و دانش و فاصله عمیقی که جهان پیشرفته صنعتی هر لحظه با واقعیت‌های کنونی این کشورها پیدا می‌کند، ابداع و نوآوری را شرط اساسی  کاهش این فاصله می‌نماید(Sadeghi & Hossrini, 2010). بنابراین، شناساندن بسترهای لازم برای ایجاد نوآوری در این نهادها از اهمیت زیادی برخوردار است. در این راستا، مطالعات متعددی در رشته‌های گوناگون در پاسخ به این پرسش مهم که چه اقداماتی می‌تواند نوآوری را بهبود بخشد، صورت گرفته است. در این میان، مدیریت دانش موثر به عنوان روشی برای بهبود نوآوری شناخته شده است. در حقیقت دارایی‌های مبتنی بر دانش برای فعالیت‌های نوآورانه یک سازمان حیاتی می باشند(Jantunen, 2005).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی ارتباط میان مولفه های مدیریت دانش با نوآوری سازمان (مطالعه موردی: سازمان تامین اجتماعی استان گیلان)