فرزندخواندگي مدرن

فرزندخواندگي با بهره‌گيري از فناوري‌هاي نوين،   تحولي بزرگ در دهه اخير محسوب مي‌گردد كه نتيجه دستاورد فن‌آوري زيستي  است، فناوري ياد شده، كه در توليد ارگانهاي انساني نقش به سزايي ايفا كرده و پيرامون خود مباحث متعدد اخلاقي و علمي را نيز مطرح كرده است.

بنابر توانايي‌هاي بيوتكنولوژي، با لقاح مصنوعي و انتقال جنين، مشكلات ناباروري تا حدي حل شده و شانس زندگي براي آن دسته از جنين‌هايي كه حاصل شكل‌گيري ناخواسته بوده‌اند، تأمين شده است.

در فرزندخواندگي مدرن، اولياء فرزندخواندگي، دوران بارداري را به دوراني كه فرزندخوانده را قبول مي‌كنند مي‌افزايند و نتيجتاً به احساس واقعي پدر و مادر شدن خود نزديك‌تر مي‌شوند.

مسأله‌اي كه كمابيش در اين مورد مطرح مي‌شود اين است كه فناوري لقاح مصنوعي و انتقال جنين، به هيچ وجه نمي‌تواند به فرزندخواندگي بيانجامد چرا كه در حقيقت صحبت از اهداء جنين يا سلول جنيني است و در اين صورت هيچ رابطة قرابت خانوادگي بين صاحبان اصلي و جنين مطرح نمي‌شود.

بايد عنوان داشت كه رابطه فرزند ـ والديني از جنبه حقوقي، مبتني بر روابط علمي است. طبق ديدگاه حقوقي مورد توافق همگان، رابطة اولياء و فرزندان يك رابطة بيولوژيكي است. در تحليل رابطه بيولوژيكي بايد گفت كه اين رابطه حاصل ژنهايي است كه از پدر و مادر به كودك به ارث مي‌رسد و بر روي اين وراثت ژنتيكي، فرايندهاي دوران جنيني ـ از ابتدا تا انتها ـ هيچ تأثيري ندارد. نتيجه اينكه كودك متولد شده، حتي اگر حاصل سلولها و يا جنين اهدايي باشد باز هم فرزند صاحبان اصلي سلول‌هاي جنسي و جنيني است.

با توجه به استدلال فوق فرزندخواندگي مدرن، واقعيتي است كه بايد به وجود آن احترام گذارده شود و اگر اين واقعيت را قبول نموديم، مي‌توان آن را در قالب فرزندخواندگي ساده يا كامل قرار داد. اگرچه به نظر مي‌رسد فرزندخواندگي كامل، در پذيرش اين شكل از فرزندخواندگي صلاحيت بيشتري داشته باشد (شریعتی نسب 1390: 12).

2-3-10- فرزندخواندگی در انگلیس

در حقوق انگلیس در صورت صدور حكم فرزند خواندگی ، تمام حقوق ، تكالیف ، تعهدات واقتدار والدین در زمینه حضانت ، نفقه ، تعلیم وتربیت به پدرخوانده واگذار مي‌گردد ، گویی كه این فرزند ، از روا-بط زناشویی پدرخوانده ومادر خوانده ، تولد یافته است .

در سال ۱۹۶۴ میلادی كنفرانس لاهه در مورد حقوق بین الملل خصوصی كنوانسیونی در خصوص فرزند خواندگی تدوین كرد كه در سال ۱۹۶۵ به امضا رسید. این كنوانسیون به مسائلی چون صلاحیت قضایی ، انتخاب قانون حاكم و به رسمیت شناختن فرزند خواندگیهای خارجی مربوط بوده است .در حقوق انگلیس قانون فرزند خواندگی ۱۹۶۸ بدین منظور تصویب گردید كه مقررات این كنوانسیون را ، به مورد اجرا بگذارد ، معذالك قواعد صلاحیتی كه به موجب بند ۲۴ قانون راجع به كودكان در سال ۱۹۷۵ وضع شد ، جانشین مقررات صلاحیتی قانون ۱۹۶۸ كه تا آن زمان اجرا مي‌شد ، گردید. اما كنوانسیون فوق الذكر در جولای ۱۹۷۸ در مورد قبول مجلس قرار گرفته و در حال حاضر مقررات اصلاح شده كنوانسیون وماده ۲۴ قانون ۱۹۷۵ و باقیمانده مقررات قانون ۱۹۶۸ دربارة فرزند خواندگی اجرا مي‌شود (مصفا،1383: 88).

قانون قابل اعمال نسبت به فرزند خواندگی، امتزاجی از قانون انگلیس و قانون متبوع متقاضی و كودك مي‌باشد، اگر كودك تبعه كشور پادشاهی انگلیس نباشد، در این حالت قانون كشوری كه به كنوانسیون ملحق گردیده وكودك تابعیت آن را دارد باید نسبت به موضوع اعمال گردد. اگر فرزند خواندگی به موجب قانون كشور متبوع متقاضی ممنوع باشد واین ممنوعیت تحت شرایط مقرر در كنوانسیون به دولت انگلیس اطلاع داده شده باشد ، دادگاه انگلیس باید از صدور دستور فرزند خواندگی، امتناع ورزد.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تحولات قانون جديد فرزندخواندگي نسبت به قانون قديم در ايران