استفاده از ظرفيت هاي ديني عمومي

واقعيت اين است كه آموزهاي ديني به دليل تاثير گذاري بر افراد جامعه و ضريب نفوذ بالا مي توانند يكي از ابزارهاي تاثير گذار در بهسازي رفتار و فرهنگ جامعه تلقي شوند و در اين ميان فرهنگ سازي بر پايه قرآن و معارف مي تواند نقشي تعيين كننده در جامعه ايفا كند. پر واضح است كه نقش نهادهاي ذير بط در حوزه دين و تبليغات ديني و اسلامي در طرح و رواج الگوي مصرف اسلامي مي تواند تعيين كننده و تاثير گذار باشد .

در تعاليم اخلاقي و تربيتي اسلام ، تمام فعاليت هاي انسان از جمله کارهاي مالي و اقتصادي و اجتماعي و هزينه اي مصرفي ، جدا از مسائل انساني ، اخلاقي ، ديني و معنوي نيست . از اين جهت ، اصول تربيتي و اخلاقي اسلام مي خواهد از عواملي که باعث تعدي و تجمل گرايي و هرگونه تجاوز گري مي شود جلوگيري نموده و آنها را از بين ببرد .[1]

مردم ايران بعلت پيوند با دين و مظاهر مقدس ديني که دارند بخوبي سنت هاي نهادينه شده را مي پذيرند. اعتقادات مذهبي بهترين زمينه براي جلوگيري ازتجمل گرايي است. اگر براساس اعتقادات ديني و آموزه هاي مذهبي عمل کنيم، تاثيرات آن در جامعه چندبرابر موثرتر خواهد بود.

بيان آيات قرآن کريم و احاديث نوراني معصومين (ع)درباره ي تجمل گرايي و ترغيب به اعتدال و ميانه روي بهترين راه کارعمومي سازي و نهادينه سازي فرهنگ اعتدال و پرهيز ازتجمل گرايي است . برخي آموزه هاي اخلاقي اسلام، در تقابل مستقيم با تجمل گرايي است و تحكيم و نهادينه ساختن آن در افراد، نوعي مقابله با اين دو پديده ناپسند به شمار مي رود.تقويت ارزشهايي همچون زهد، قناعت، ميانه روي و مانند آن از يك سو، و ترغيب به مبارزه جدي با هواپرستي، خودنمايي، فخرفروشي و …(كه از عوامل تجمل گرايي به شمار مي روند) از سوي ديگر، نقش تعيين كننده اي در پيشگيري از تجمل گرايي دارد.

6-3 پيروي از الگوي مصرف در اسلام

براي آنکه از هر کاري نتيجه‌اي درست گرفته شود، و از آن کار پيامدهاي زيانباري متوجّه شخص نشود، نخست بايد با فرهنگ آن کار آشنا بود. مصرف نيز از پديده‌هايي است که فرهنگ خاص خود را دارد، و عدم آشنايي با اين فرهنگ مي‌تواند به زيان و تباهي فرد و جامعه بينجامد. يکي از روش هايي که براي جلوگيري از تجمل گرايي در تعاليم اسلامي آمده است ، «الگوي صحيح مصرف» است.

الگوي مصرف در اسلام ، بسيار عالي و عادلانه ،وبراساس قوانين ارزشي و منطقي و فطري است ،لذا شناخت ارزشهاي واقعي در اسلام و آشنا شدن با الگوهاي مصرف از جنبه هاي اعتقادي،اخلاقي و معنوي و شناخت شيوه هاي صحيح مصرف اهميت به سزايي درادکه با رعايت آن ها و قدرت تشخيص ضرورت ها و اولويت ها در مصارف و مخارج مي توان از آثار و منافع «صرفه جويي» و قناعت سود جست. با بهره گيري از اين ارزشها و آگاهي از حرمت و مفاسد تجمل گرايي، از هرگونه تجمل گرايي ، مصرف گرايي و پيروي از فرهنگ اي غير اسلامي مي توان جلوگيري کرد.

اين را بايد دانست که حيات و بقاي انسان و توسعه و ترقي جامعه،بستگي به مصرف درست ورعايت اعتدال و بهره وري صحيح و عاقلانه و استفاده ي اصولي و منطقي از سرمايه هاي مادي و معنوي و انتفاع مشروع از نعمت هاي الهي دارد. در يک جامعه و نظام اسلامي که صاحب فرهنگ غني،متعالي و درخشان اسلام است و در هر زمينه اي بهترين تعاليم و ارزشمندترين قوانين و کارسازترين موازين و قوي ترين مقررات ، آداب،سنن و الگوهاي نيک و سعادت آفرين را دارد. شايسته نيست  که از برخي جوامع غير اسلامي که فقط به خاطر ملاحظات مادي به صرفه جويي و پرهيز از اسراف و تجمل گرايي روي آورده، عقب بماند و يا از آنها پيروي کندشايسته نيست  که از برخي جوامع غير اسلامي که فقط به خاطر ملاحظات مادي به صرفه جويي و پرهيز از اسراف و تجمل گرايي روي آورده، عقب بماند و يا از آنها پيروي کند؛ بلکه جامعه ي اسلامي بايد با بهره گيري صحيح، منطقي و اصولي از تعاليم عاليه و درخشان اسلام، خود الگوي حسنه و عملي براي ساير جوامع بشري باشد.[2]

بخشي از آيات قرآن کريم و روايات اهل بيت به فرهنگ‌سازي درباره مصرف و آموزش درست مصرف کردن اختصاص يافته است؛ آيات و اخباري که در آنها به ميانه‌روي در مصرف، پرهيز از اسراف و تبذير،‌پرهيز از هدر دادن اموال، پرهيز از راکد نگه داشتن اموال و… اشاره شده است، همه در پي فرهنگ‌سازي براي مصرف‌اند. و مصرف درست، آن است که با توصيه‌هاي ياد شده هماهنگ باشد.

البته براي استقرار فرهنگ صحيح مصرفي، نياز به زمان است؛ زيرا ايجاد و شکل‌گيري فرهنگ، متکي به گذشت زمان است. بنابراين بايسته است که افراد از کودکي در خانواده و محيط مدرسه، با زيانهاي فرهنگ مصرفي، و سودمندي فرهنگ صرفه‌جويي، اهميت و ارزش اين حس براي بهبود وضع خود و اجتماع خود آشنا شوند. بسياري از افراد جامعه ما به غلط مي‌پندارند که همه مردمان کشورهاي اروپايي و غربي، مصرف‌زده و اسرافکارند و به همين دليل مقلّدان آنها، اسراف و مصرف‌گرايي را مسئله‌اي طبيعي مي‌دانند؛ در حالي که اين وظيفه آگاهان جامعه و اروپا رفته‌هاي مُنصف است که حداقل اين گونه افراد را به فرهنگ مصرف مغرب زمين آشنا سازند، و آنان را از اين نکته آگاه سازند که يکي از رازهاي پيشرفت اروپا دست کم در زمينه‌هاي مادي و دنيايي پرهيز آنان از اسراف و مصرف زدگي بوده است[3].

کم‌تر کسي است که به اروپا سفر کرده و در آن کشورها، عليرغم ثروت و مکنت، از بيزاري آنها نسبت به اسراف، آگاهي پيدا نکرده، و متوجه نشده است که چگونه آنها در مصرف برق، آب، غذا، سوخت و خيلي چيزهاي ديگر جانب صرفه‌جويي را دارند و حتي اسراف را نوعي اهانت به خود و کشورشان مي‌دانند[4].

يک نويسنده ايراني در اين باره مي‌نويسد: «شبي را در آلمان با يکي دو نفر از اعضاي سميناري که در آن شرکت داشتم ميهمان يکي از نمايندگان مجلس برلن بوديم. او که شخص متنفذ و تقريباً پردرآمدي بود با کمال سادگي از ما پذيرايي کرد، و از اينکه از ما مثل پذيراييهايي که قبلاً از او در ايران شده بود پذيرايي نمي‌کرد معذرت خواست. او با سربلندي براي ما تعريف مي‌کرد که اگر مردم آلمان مي‌خواستند در مصرف، اسراف کنند، هرگز به جايي که امروز هستند، نمي‌رسيدند.»[5]

[1] ولي الله رستگار جويباري ،پيشين، ص136

 [2]ولي الله رستگار جويباري، پيشين،ص 142

[3] ‌علي احمد راسخ، پديده شناسي فقر و توسعه، ج1،  چاپ اول،  قم : بوستان کتاب، 1380، ص241.

[4] ر.ک: ناصر معتمدى، ايران يک کشور کشاورزي نيست بايد صنعتي شود، ص89

[5] محمود توسلى، اثرات مکاتب فکري بر رفتار اقتصادي ژاپنيها، مجله تحقيقات اقتصادى، ش41، 1368، ص2

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي