نقد نظریات سزار لومبروزو

مشخصه ی بارز تحقیقات سزار لومبروزو و توجه به آناتومی و ویژگی های افراد بزهکار بود. نگاه یکجانبه و عدم توجه به سایر عوامل باعث انتقادات فراوان از او شد. به طوریکه انکریکوفری شاگرد لومبروزو که ابتدا عقایدات را تایید می نمود در نهایت اظهار داشت که بزه کاری معلول تجمع و ترکیب عوامل فردی و اجتماعی است. درحال حاضر هیچ پژوهشگری وجودزن جرم زا یعنی زنی که مجرمین را از دیگران متمایز سازد، تایید نمی کند[1]. هرچند برخی تحقیقات جرم شناسی ثابت می کند نتیجه ای که لومبروزو بدست آورده بود با شتاب زدگی بوده یعنی بر تجربیات علمی کافی استوار نبود.

توسعه علوم و فنون و بهره گیری از شیوه های علمی درانجام تحقیقات جرم شناسی ثابت می کند نتیجه ای که لومبروزو بدست آورده بود با شتاب زدگی بوده یعنی بر تجربیات علمی کافی استوار نبود. زیرا نقائص خلقت آدمی هرچند که با مجرمیت بی مناسبت نیستند ولی نمی توان به طورحتم آنها را زمینه ساز مجرمیات افراد دانست.[2] انکریکوفری پدر جامعه شناسی جنایی درباره تفکر لومبروزو معتقد است که عقاید او دارای نقص کلی هستند. چراکه شامل تمام گروه های مجرمانه نمی شود. نظریه او کلیت ندارد، به عنوان نمونه در بزهکاران اتفاقی نابهنجاری ارثی به ندرت مشاهده می شود و یا درمیان تبهکاران مادرزادی اگرچه در مواردی این نابهنجاری زیستی مشهود است ولی  در یک بهای دیگر این دسته از تبهکاران علائمی از بیماری اختلالات مرضی و جسمی و روحی وجود دارد که لومبروزو به آنها توجه نکرده است. این دیدگاه لومبروزو که بیماری صرع یکی از عوامل اصلی بزهکاری است. با انتقاد انکریکوفری مواجه شد. او بر این باور بود که تمام بزهکاران مصروع نیستندو از سوی دیگر صرع با وراثت منافات ندارد. به نظر می رسد ارتباطی بین تبهکاران و نقایص خلقت یا بیماری صرع با وراثت وجود نداشته باشد. چراکه آنها شرایط لازم و کافی برای بزهکاری نیستند.

درست است که نظریه لومبروزو محرکی بود برای پژوهش و بررسی ها درباره شخصیت مجرمان و توجه به این نکته که وراثت نیز به اندازه محیط اجتماعی در وقوع یک رفتار مجرمانه موثر است.

انتقاد از عقاید لومبروزو و طرز نگرش او پدیده بزهکاری را تا حدودی تغییر داد. به طوریکه او اثر وراثت را محدود به مجرمین مادر زادی نموده بنابراین می توان نتیجه گرفت هرچند تحقیقات لومبروزو مقدمه ای بر نگرش تجربی و علمی نسبت به پدیده مجرمانه بود اما تاکید بیش از حد او بر عوامل زیستی به ویژه در رابطه با بزهکاری زنان نمی تواند قابل دفاع باشد. چه آنجا که بزهکاری زنان را استثنایی بر بزهکاری مردان می پندارند و چه آنجایی که دغدغه های جنسی آنان را مهمترین علل بزهکاری زنان می داند.

گفتار دوم:رویکرد روان شناختی

یکی از رویکرد هایی که در تبیین بزهکاری زنان و مردان همواره مدنظر بوده است  رویکرد روان شناختی است.بر این اساس علت بزهکاری را در مسایل روانی افراد جستجو کرد.به عنوان مثال چنین استدلال کردن که رو آوردن زنان به جرایم جنسی به خاطر اختلالات روانی آن ها مانند عقب ماندگی ذهنی،تدوین یافته نبودن شخصیت و تلفیق پذیر بودن انان است.[3]روان شناسان جنایی در تبیین این پدیده معمولا دو عامل محیط و وراثت را در نظر می گیرند.همچون جامعه شناسان که معتقدند که عوامل مربوط به رفتار افراد در محیط باعث بزهکاری می شود و بیشتر روی موضوع یادگیری و رفتار بزهکاران تاکید می کنند.زمینه تاریخی این رویکرد به نظریه فروید بر میگردد.او برخی عوامل روانی ماننداضطراب،بی ثباتی شخصیتی و عواطف منفی را از عوامل مستعد برای بزهکاری می داند.زنان و مردان با هم تفاوت های مهمی دارند.هم چنان که تفاوت های رفتاری و فیزیکی بسیاری بین آن ها حکم فرماست.

مردان بیشتر دارای احساساتی مبارزه جویانه و غوغاگرایانه هستند. در مقابل زنان ارام و ساکت تر هستند. زنان پر هیجان تر از مردان می باشند و بیشتر زینت و آرایش علاقه و محتاط تر از مردانند. زن در علوم استدلالی و عقلانی به پای مرد نمی رسد ولی درادبیات و نقاشی و هرچیزی که مربوط به احساسات و ذوق است دست کمی از مردان ندارد. وجود حالات عاطفی، اداراکات عقلانی را متاثر می سازد. هرچقدر عواطف قوی تر باشد تاثیر و تاثر بیشتر خواهد بود به همین دلیل علی رغم آنکه زن و مرد در آفرینش مساوی هستند ولی زنان به دلیل قدرت عاطفی بیشتر از شکوفایی عقلانی کمتری برخوردارند

[1].دادستان، پریرخ، روانشناسی جنایی، جلداول، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول 138.20، ص 55

[2]سیاسی ، علی  اکبر. روانشناسی جنایی. جلد اول، تهران. انتشارات کتابخانه ای 0چاپ دوم 13430.ص15

[3][3]سلیمی.علی و محمد داوری.جامعه شناسی کجروی.جلد اول.تهران.انتشارات پژوهشکده حوزه و دانشگاه.چاپ اول1380.ص304

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان