در شخصیتی که از انسجام کافی برخوردار است، “خود” همچنان سلطه‌ای بلا منازع ولی توأم با انعطاف دارد، یعنی اصل واقعیت حاکم است. در چهارچوب مدل گسسته فروید، همه نهاد و اکثر بخشهای خود و فراخود جزء ناخودآگاه به حساب می‌آید و فقط بخشهای کوچکی از خود و فراخود است که جزء خودآگاه یا پیش‌آگاه قرار می‌گیرد. (اتکینسون و همکاران، 1983، ترجمه براهنی و همکاران، 1378)

 رشد شخصیت

فروید معتقد بود که در 5 سال نخست زندگی فرد از چندین مرحله رشد می‌گذرد و هر مرحله به نوعی بر شخصیت او اثر می‌گذارد. فروید با تعریف وسیعی که از امور جنسی در ذهن داشت، این دوره‌ها را مراحل روانی – جنسی می‌نامید و معتقد بود که در هر یک از این مراحل، تکانه‌هایی لذت جویانه نهاد بر ناحیه خاصی از بدن و بر فعالیت‌های مرتبط با آن ناحیه متمرکز است. فروید سال اول زندگی را مرحله دهانی رشد روانی – جنسی می‌نامید و معتقد بود اطفال در این مرحله از شیر خوردن و مکیدن لذت می‌بردند و هر چه به دستشان می‌رسد به دهان می‌برند. دومین سال زندگی از نظر فروید آغاز مرحله جدیدی است، او معتقد بود که بچه‌ها در این دوره هم از نگه داشتن مدفوع و هم از دفع آن لذت می‌برند. این لذت‌ها در تعارض با والدین قرار می‌گیرد. چون آن‌ها می‌کوشند آداب دستشویی رفتن را به او بیاموزند و این نخستین تجربه کودک از تحمل سلطه است. در مرحله احلیلی که از حدود 3 سالگی تا 6 سالگی است، کودکان شروع به کسب لذت از مالش دستگاه تناسلی خود می‌کنند. آن‌ها تفاوت‌های افراد مذکر و مؤنث را می‌بینند و تکانه‌های جنسی خود را که در حال بیدار شدن است به تدریج به والد جنس مخالف خود معطوف می‌سازند. در مرحله احلیلی است که کودکان باید تعارض ادیپی خود را حل کنند. واضح‌ترین توصیف فروید از این تعارض، در مورد پسر بچه‌هاست. حدود 6-5 سالگی ،تکانه‌های جنسی پسر بچه معطوف به مادر است. در نتیجه پدرش را رقیب خود در جلب محبت مادر می‌بیند. فروید این موقعیت را تعارض اُدیپی می‌نامید، نامی که از نمایشنامه سوفوکلس برگرفته بود و در آن اُدیپوس شهریار بی آنکه خود بخواهد، پدرش را می‌کشد و با مادرش ازدواج می‌کند. به نظر فروید کودک در عین حال می‌ترسد که پدرش به قصاص این تکانه‌های جنسی او را اخته کند. او بر این ترس نام اضطراب اختگی می‌نهد و آنرا پیشگونه (پروتوتیپ) همه اضطراب‌هایی می‌داند که بعدها به خاطر تمایلات ممنوع درونی، در فرد ایجاد می‌شود. به نظر وی اگر پسربچه به طور طبیعی رشد کند، این اضطراب خود بخود در او کم می‌شود و به جای آن با پدرش همانند سازی می‌کند، تا احساس‌هایی که به مادرش دارد به طور نیابتی ارضا شود، همانند سازی عبارت است از، درونی کردن وجه آرمانی شده نگرش‌ها و ارزش‌های پدر. این فرآیند در دختربچه‌ها نیز به شکل مشابه اما پیچیده تر و حتی مناقشه‌آمیزتری رخ می‌دهد و منجر به همانندسازی دختربچه با مادرش می‌شود. با حل تعارض ادیپی، مرحله احلیلی هم به پایان می‌رسد و به دنبال آن دوره نهفتگی شروع می‌شود که از حدود 12-7 سالگی طول می‌کشد. در این دوره که فرد به لحاظ جنسی خاموش است، توجه کمتری به بدن خود نشان می‌دهد و توجهش را بیشتر به مهارت‌های لازم برای مدارا با محیط معطوف می‌کند. در نهایت نوجوانی و بلوغ سر می‌رسد و با خود مرحله تناسلی را به همراه می‌آورد که مرحله بالغ و پخته‌ای از فعالیت جنسی بزرگسال و کارکردهای آن است. به گمان فروید ،در هر مرحله ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد که رشد را متوقف کند و اثری دیرپا بر شخصیت فرد بگذارد. یعنی زیست‌مایه فرد همچنان صرف فعالیت‌های متناسب با آن مرحله گردد. در نتیجه ،کودکی که زود از شیر گرفته می‌شود و به قدر کافی از مکیدن لذت نمی‌برد ممکن است در مرحله دهانی تثبیت شود و در بزرگسالی وابستگی افراطی به دیگران پیدا کند و شیفته لذاتی دهانی نظیر خوردن، نوشیدن مشروب و کشیدن سیگار گردد. چنین فردی اصطلاحاً شخصیت دهانی دارد. کسی که در مرحله معقدی رشد روانی – جنسی تثبیت می‌شود، ممکن است، توجهی غیرطبیعی به نظافت، نظم و خرج نکردن پول پیدا کند و بخواهد در مقابل فشارهای خارجی مقاومت کند و او تشخیص مقعدی دارد. حل ناکافی تعارض ادیپی نیز ممکن است به ضعف اخلاق، شکل پیدا کردن با اشخاص مقتدر و بسیاری معضلات دیگر منجر شود.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مطالعه میزان شیوع اختلالات شخصیت در متقاضیان جراحی زیبایی بینی و مقایسه آن با دیگر جراحی های مختلف زیبایی