حدود حق کارافه

حق کارافه محدود به امور زراعتی می باشد یعنی کسی که حق کارافه زمین را تحصیل‏ کرده است فقط میتواند اشتغال به امور زراعتی معموله نماید و از تاسیس کارخانه یا ساختمان‏ و این قبیل امور ممنوع است و در صورتی که از حدود خود تجاوز نماید و عملیات غیر زراعتی اقدام کند غالبا مالکین علیه آنان شکایت کرده و محاکم مازندران نیز معمولا مالکین را در این نوع شکایت ذیحق تشخیص و تحت عنوان کارافه جز زراعت حق دیگری برای کشاورزی‏ قائل نمی باشند .[1]

گفتار دوم : حق زارعانه و ریشه و نحوه احتساب آن

در گفتار حاضر ، بدوا خلاصه اي از حق ريشه و عوامل موثر در آن را تشريح كرده و در ادامه نحوه تعيين و احتساب آن را با تكيه بر  نظرات كارشناسان امر بصورت فرمولهاي محاسبه در تعيين حق ريشه عنوان مي نماييم .

 بند اول : حق ریشه

در هیچ یک از قوانین و مقررات موضوعه از حق ریشه تعریفی نشده است و در تبصره 2 ماده 5 لایحه قانونی نحوه خرید و تملک اراضی برای اجرای برنامه های عمومی و عمرانی و نظامی دولت مصوب 1358 شورای انقلاب فقط به آن تصریح یافته و به تعریف و ذکر مصادیق آن پرداخته نشده است . حق ریشه در مواردی مصداق دارد که که دارای ریشه ای می باشد و به صورت چندین ساله ثمر می دهد و قبل از پایان عمر ریشه آن گیاه اراضی محل وقوع آن به شخص دیگری انتقال یابد و یا توسط دستگاههای اجرایی تصرف شود ، بابت خسارت از بین رفتن ریشه ان گیاه مبلغی تحت عنوان حق ریشه به دارنده آن پرداخت شود .

در حقوق ایران عقودی به نام مزارعه و مساقات وجود دارد. در این عقود چون زارع ریشه کشت خود را با اجازه مالک در زمین وی ایجاد نموده، لذا ریشه موجود در زمین متعلق به زارع در نظر گرفته حتی بعد از اتمام عقد، این ریشه حقی را برای زارع در زمین مالک ایجاد می‌نماید که اصطلاحاً بدان حق ریشه می‌ گویند .

در اغلب نقاط ایران زارع متصرف زمین به حکم عرف و عادت از بعضی از حقوق تصرف بهره مند است. این حقوق عموما به نام حق ریشه و یا در اصطلاح محلی در آذربایجان جور در بعضی از نقاط اطراف تهران قراپشک در مازندران حق تبر تراشی و کارافه و یا در نقاط مختلف به اسامی مختلفی مثل : حق زارعانه ، حق سرقفلی زراعت، حق نسق، حق آبادانی، حق بنه، حق آب و گل، حق تصرف، حق کسب و پیشه زراعی و…….نامیده می شود. این حق زارعانه مشابه همان حق کسب و پیشه است که در تجارت به کار می رود. [2]     

 بند دوم :عوامل موثر در ارزیابی حق ریشه کشاورزی

فرمول تعریف شده ای برای ارزیابی حق ریشه نداریم و اصولا به نظر نمی رسد ارزیابی حق ریشه فرمول پذیر باشد. تعیین و پرداخت حق ریشه بیشتر از طریق توافق بین زارع و مالک و کسب رضایت از زارع صورت می گیرد ولی در صورتی که کار به قضاوت و محکمه کشیده شود، کارشناسان با در نظر گرفتن عوامل متعددی که اهم آن شامل موارد ذیل است نسبت به تعیین حق ریشه اقدام می نمایند :

-مدت زمان و دوران تصرف ملک توسط زارع یا زمان زراعت و غرس درخت و غیره

ـ کیفیت و چگونگی آبادانی و اقدامات عمرانی زارع در زمین کشاورزی

– نحوه تقسیم عرفی محصول بین مالک و زارع در دوران تصرف

– کیفیت و کمیت بکارگیری عواملی نظیر بذر، کود، وجین، آبیاری و برداشت و سهم هر کدام اعم از متصرف یا مالک

– توجه به حقوق ناشی از قوانین نظیر اصلاحات اراضی، کشت موقت، تصرف و غیره

– کمیت و کیفیت سرمایه گذاری کشاورز یا متصرف یا مستاجر در محل کار نظیر، تسطیح، خاک برداری، حفر چاه و غیره و هزینه های انجام خدمات مربوط

– اجاره سالیانه املاک و عرف اجارات در منطقه

– عواملی که با توجه به عرف و عادت و قرارداد طرفین باید مورد توجه قرار گیرد

– مدیریت و سهم مالک در اداره کردن ملک کشاورزی و مزرعه

– بررسی در سوابق وجود یا عدم وجود توافقات گذشته بین مالک و زارع

– نقش زارع در حفاظت و نگهداری ملک از تعرضات در طول دوران گذشته و حضور زارع در ملک

– موقعیت مکانی ملک و اهمیت منطقه از نظر تولیدات کشاورزی

– وضعیت و موقعیت ملک در زمان حاضر با توجه به تحولات سریع سالهای اخیر در امور مربوط به ارزش املاک کشاورزی

[1] – همان، ص 48.

[2] – مسعود عرفانیان، زارع و مالک، 1388، از آدرس: www.ghazavat.com.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسي حق زارعانه در قوانين موضوعه و منابع فقهي